تبلیغات
راحـــــــــــــــوما
مکافات عمل

از مکافات عمل غافل مشو

 

مرد سقائی حدود سی سال به خانه ی زرگری آب میبرد ، در این مدت

هیچگونه برخورد و رویاروئی بین مرد سقا و همسر زرگر پیش نیامد...

یک روز مرد سقا چشمش به چهره زن زرگر افتاد و با کمال بی شرمی

بدن همسر زرگر را لمس کرد!

پس از رفتن سقا مرد زرگر به منزل آمد. همسرش سوال کرد: امروز در محل

کارت چه عمل زشتی انجام دادی؟

مرد ناگزیر از گفتن حقیقت شد و اظهار داشت:

امروز زنی برای خرید مراجعه کرد، آستین خود را کنار زد تا دستبند را امتحان کند.

با مشاهده دست و بازوی او بی اختیار دستش را لمس کردم.

زن با شنیدن قصه شوهر گناهکارش فریادش به الله اکبر بلند شد و پس از آن قصه

مرد سقا را برای همسرش تعریف کرد و گفت:

خیانت مرد سقا ، مکافات عمل تو بود..زیرا:

هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان    پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان




طبقه بندی: داستان های عبرت آموز،
نمایش نظرات 1 تا 30